السيد محمد محسن الطهراني
29
مهر فروزان (نمائى اجمالى از شخصيت علمى و اخلاقى حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى ) (فارسى)
جالب توجّه اينكه در آخرين سفر به عتبات عاليات در اواخر حكومت پهلوى و طليعهء انقلاب اسلامى ايران ، به جهت مباحثه با حضرت آية الله خوئى در مسألهء رؤيت هلال به كوفه مىروند ، و به اندازهاى ايشان را مشغول به امور مقلّدين و جواب و سؤالات و رفع مسائل آنان مىبينند كه بهيچوجه مجال بحث و گفتگو با ايشان را در اين مقطع نمىبينند . مىفرمودند : « از خدمت ايشان بيرون آمدم و يكسره به مسجد كوفه رفته ، در مقام أميرالمؤمنين عليهالسّلام دو ركعت نماز خواندم و از خداوند تقاضا نمودم : چنانچه مشيّتت براى تصدّى مرجعيّت و فتوى و عهدهدارى زمام امور مردم به من تعلّق گرفته است ، با قلم تقدير و بشارت ( يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ ) [ 1 ] آن را تغيير ده ! و مرگ مرا موجب راحتى و عدم قيام به اين گونه امور قرار بده . » مىفرمودند : « در اين هنگام يك مرتبه احساس كردم چنان آرامشى سراسر وجودم را فرا گرفت و اطمينان خاطرى عارض گشت كه قابل توصيف نبود ! سر به سجده نهادم و خدا را بر اين موهبت عظمى شكر گذاردم . » آرى مردان خدا اينچنيناند ؛ أرَادَتْهُمُ الدُّنْيَا فَلَمْ يُرِيدُوهَا ، وَ أسَرَتْهُمْ فَفَدَوا أنْفُسَهُمْ مِنْهَا . مىفرمودند : « در تمام مدّت اقامت در نجف حتّى يك جلسه به روضه يكى از آقايان مراجع نرفتم و ارتباط با آنها فقط و فقط در حدّ درس و بحث و اشتغال به علوم دينى و مباحثات رسميّه بود . دوستان و رفقايم هر چه اصرار و ابرام به شركت در نماز جماعت و يا مجلس روضه و امثال ذلك داشتند نپذيرفتم . »
--> [ 1 ] 1 - سوره الرّعد ( 13 ) آيهء 39 .